Verwandte Artikel zu Miind Awareness (Layer 1 ,Level 6): ذذه&#x...

Miind Awareness (Layer 1 ,Level 6): ذذهن آگاهی (لایه ۱، سطح ۶): ذذهن آگاهی ... ۶) (Persian Edition, Band 1) - Softcover

Nemati, Omid

 
9798631609945: Miind Awareness (Layer 1 ,Level 6): ذذهن آگاهی (لایه ۱، سطح ۶): ذذهن آگاهی ... ۶) (Persian Edition, Band 1)

Inhaltsangabe

تفسیر فصل چهار، بخش پنج: شناسایی شخصیتی جدید«شخصیتی بود که با حضور و صیدایی تأثیرگذار گاهگاهی پدیدار میشد. اون همیشه لبخندی صمیمانه داشت و گفتارش در اختیارش بود، طوری که دوست داشتی بهش نگاه کنی و به حرفهاش گوش بدی. هر وقت شروع به صحبت میکرد، شخصیتهای دیگه روی صحنه فوراً محو گفتار و رفتارش میشدن. در واقع، بهترینهای هر شخصیتی رو تو خودش داشت، مخصوصاً بهترینهای منطقییتا، مخترعیتا، تخیلییتا، ماهریتا، مهربانیتا، صبوریتا، آرامیتا، بامزهیتا، آسودهیتا، و خیلیهای دیگه.»اینجا یه شخصیت جدید رو معرفی میکنه و خصوصیاتش رو میگه. در این قسمت یتا تشخیص میداده که این شخصیت با شخصیتهای دیگه تا حدود زیادی متفاوته؛ از همه لحاظ بهترینهای شخصیتهای دیگه رو داشت.«اسمش خردمندیتا بود.»خرد در حقیقت یه شخصیته، از جنس افکاره، نوع خاصی از افکاره. خردمند بودن ربطی به انواع و اقسام هوشها نداره، اینکه فرد آیکیوش (IQ) بالاست یا ایکیوش (EQ) بالاست، اینکه هوش فضایی، هوش ریاضی، هوش کلامی یا انواع دیگۀ هوشش خوبه، دلیل نمیشه که انسان خردمندی باشه. هر کسی با هر سطح از هر نوع هوشی، میتونه خرد رو در خودش تولید کنه؛ البته شاید بعضی از هوشها بتونن در تولید بعضی قسمتهای خرد نقش داشته باشن. انسان خردمند مرتباً عقاید خودش رو نقد و بررسی میکنه، که آیا عقیدۀ من درسته یا نه. و اگر با عقیدۀ مخالفی برخورد کرد، قبل از این که بخواد با اون عقیده مخالفت کنه و با صاحب اون عقیده بحث و جدل کنه، در مورد عقاید مختلف تأمل میکنه، درصدی احتمال برای خطا بودن عقاید خودش میذاره. یه انسان خردمند از خودش آگاهی داره، که کی هست، چی هست، چی میخواد، عقایدش چیه. یه انسان خردمند میتونه بین خواستههاش و اون جامعهای که درش زندگی میکنه تعادل برقرار کنه؛ حتی اگر عقاید و فرهنگ کاملاً متفاوتی در اون جامعه رواج داشته باشه، این توانایی رو داره که جوری در اون جامعه زندگی کنه که به ارزشهای اون جامعه احترام بذاره و خودش هم راضی باشه. یتا اینجا ادعا نمیکنه که خردمند بوده، بلکه فقط در اینجا موفق شده بود که صیدای خرد رو، که نوعی از افکاره، تشخیص بده.«بعد از ورود خردمندیتا، یا دقیقتر بگیم بعد از شناسایی خردمندیتا، همه چیز بهتر و بهتر پیش میرفت، و کارهای منطقییتا و نیکیتا به کمال نزدیکتر میشد.»خوب قبل از ورود خردمندیتا، یتا کلی مطالعه و بررسی در زمینۀ خودشناسی و فلسفه و علوم دیگه داشت، و همونها هم باعث شده که خردش تولید بشه، و البته روزبهروز بهتر بشه، و کمکم یتا صیدای خرد رو هم بهتر بشناسه.«حالا بیاین برگردیم همونجا که درگیری و کشمکش با اون سه گروه رو رها کردیم، ببینینم خردمندیتا چیکار میتونه بکنه، و سرنوشت یتا رو به کجا میکشونه. یا شاید بهتره بگم نقش یتا در ساختن سرنوشت چیه.از وقتی مشاهدهگریتا و کارگردانیتا پدیدار و کارآزموده شده بودن، هر لحظه از هر روز بهتر و بهتر میشدن؛ درختهای بوکتچیودِ مربوط به اونا هم شروع کرد به تغییر شکل دادن.»تا اینجا مشاهدهگریتا و کارگردانیتا تولید شدن، و هر لحظه از هر روز بهتر و بهتر میشدن. شاید بد نباشه اشارهای هم به این کنم که این جملۀ «هر لحظه از هر روز بهتر و بهتر میشدن» رو نویسنده از یکی از کتابهای استاد کابوک، کتاب روانشناسی هیپنوتیزم یا تلقین، گرفته. نویسنده خیلی سال پیش شاید سال 95 میلادی با این کتاب، که کتابیه دربارۀ قدرت تلقین، آشنا میشه. در اون کتاب نویسنده، شعبان رجب طاووسی، با اسم مستعار استاد کابوک، این جمله رو به نقل از امیل کوئه آورده، و توصیه میکنه که این جمله رو مرتباً به خودتون تلقین کنین. نویسنده هم این تیکه رو به یاد آموزههای استاد کابوک، اینجا نوشته. «در نتیجه، کیفیت بازی این دوتا شخصیت هم به طور چشمگیری بهتر شد، تا جایی که وقتی مشاهدهگریتا کاملاً حضور داشت، خیلی بعید بود اِاِپاسدرون حمله کنه.»در این مقطع، وقتی یتا میتونسته صحنۀ نمایش اکنون رو مشاهده کنه، افکار مزاحم و آزاردهنده دیگه نمیاومدن روی صحنه، یعنی میتونست مقدار زیادی از افکار خام رو به مشاهدهگریتا تبدیل بکنه. با حضور مشاهدهگریتا، دیگه متوجه بود که من چه صداهایی می شنوم، چی دارم میبینم، چه بویی دارم حس میکنم، ضربان قلبم چجوریه، تنفسم چجوریه، گرمه، سرده، چه افکاری میآد و میره. وقتی تو این حالت بود، اِاِپاسدرون دیگه نمیتونست بیاد حمله کنه. ممکن بود سعی خودش رو بکنه، یا قربانییتا بیاد، ولی نمیتونستن نمایش خودشون رو بازی کنن، چون که مشاهدهگریتا با قدرت حضور داشته، و اونا خیلی زود مجبور میشدن صحنه رو ترک کنن.«البته، حضور تماموقتِ مشاهدهگریتا هنوز ممکن نبود.» ...

Die Inhaltsangabe kann sich auf eine andere Ausgabe dieses Titels beziehen.